مسيح ذبيحى

194

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

ده خيلى « 1 » واقع شده . شهر بسطام در يك فرسنگى دامنهء كوه شاه‌وار واقع است . چند رشته قنات دارد . اراضى بسطام از آب تاش [ كوه ] و از آب قنوات مشروب مىشود . در اطراف شهر باغات و اراضى مزروع بسيار است و چاه‌هاى قنوات عمق زياد دارند . در حوالى كلاته چاهها يكصد و سى الى يكصد و چهل ذرع مىبرند . شهر بسطام پايتخت ايالت معتبرى است . در اين وقت ( سنهء 1289 هجرى ) ميرزا باقر كه يكى از سپردگان مستوفى الممالك است در آنجا حكومت داشت . اين شهر مربع واقع شده ، برج و باروى محكم و ارك معتبر دارد . استحكام شهر به قسمى است كه دفع ايلغار تراكمه تواند نمود . به حمد اللّه نهب و غارت تراكمه در اين ايّام موقوف شده است . سه سال قبل تراكمه اراضى بسطام را چپو مىكردند و گله و رمهء رعايا را مىبردند و از آنجا به قريهء تاش و قريهء شاه كوه [ راهى ] است كه با وجود آنكه حفظ اين دهات آسان بود نمىتوانستند تراكمه را دفع نمايند و از شرّ ايشان آسوده باشند و اين فقره هيچ جهت ندارد ، مگر اينكه ما بين اهل ايران نفاق كلّى برقرار است و در هيچ كارى با يكديگر اتّفاق ندارند . در بسطام يك برج قديمى دارد كه از آجر پخته ساخته شده است . بناى اين برج خيلى شبيه است به كتل منار « 2 » دهلى هندوستان . بيست ذرع ارتفاع دارد . سر اين برج خراب شده است و يك كتيبهء كاشى دارد كه به خط كوفى روى آن نوشته‌اند كه اگر كسى از روى اين آجرهاى كاشى نقش بردارد / 256 / ممكن است كه خط كوفى را بخوانند و تاريخ اين بنا معلوم شود . تمام اين آجرها زياده بر دويست عدد نخواهد بود . در بسطام من به مقبرهء شاهزاده محمّد و سلطان بايزيد رفتم . اين سلطان بايزيد سلطان عثمانى نيست بلكه رئيس يك فرقه از دراويش است . اين مقبره‌ها كه از آجر كاشى زينت داده شده است قريب سيصد سال است كه بنا شده است . در نزديكى مقبرهء سلطان بايزيد يك منار جنبانى دارد مثل منار جنبان معروف اصفهان . وقتى كه كسى بالاى اين منار مىرود حركت مىدهد منار جنبش مىكند به قسمى كه اگر آجرى در بالاى منار گذارده باشند از آنجا مىافتد . اين منار دوازده ذرع ارتفاع دارد و پايهء آن دو ذرع قطر دارد و متدرّجا هر چه بالا مىرود از اين قطر كم مىشود . حركت اين منار

--> ( 1 ) . اورسين و مغان و ده خيل ( ده خير ) . ( 2 ) . كذا ، ظ : قطب منار .